نتیجه ارزشمند یک دوره: کلمات ارزشمند ذهنتان را به کتاب تبدیل کنید.

ساعت ۴ عصر و اتفاق خوشایند شرکت در دوره کتاب نویسی جامع پرنویسا
)این مقاله به قصد تبلیغات برای ارگان یا شخص خاصی نوشته نشده است، هدف این است، که یک نویسنده باید بتواند از اتفاقات و فرصت های زندگی اش بنویسد هر فرصتی که می تواند گفته اش در یک مقاله یا یک پست اینستاگرام به کار یک نویسنده بیاید.

 

 

همیشه عقیده دارم پاداش و درآمد خیلی حرفه ها نوش جانشان باشد، آنقدر جرات مند شروع می کنند و فرصت ها را به دیگران نشان می دهند که به دنبال خود تعدادی را برای زندگی بهتر در این دنیا آماده می کنند.


قبل از شروع مقاله جا دارد از مربی فرصت آفرینم خانم پروین شیربیشه نویسنده هنرمند کشورمان تشکر کنم.

 

تشکر می کنم برای اینکه به من شجاعت و جرات مندی را آموخت.
تشکر می کنم برای اینکه با جدیت و صبوری در نوشتن را در همین ابتدا آموزش به من آموخت.

 

در ابتدای راه نویسندگی هستم، اما جمله ای شگفت انگیز در محفل آموزش این استاد من را بیشتر از گذشته مصمم کرد برای همیشه یک نویسنده تمام وقت باشم.

 

“یک نویسنده حرفه ای آماتوری است که تسلیم نشده است.”

سوالات خوب دری است رو به چرایی های ارزشمند یک انسان

 

آموزش امشب با چند سوال خوب و فرصت ساز شروع شد که در همان لحظه جواب تک تک آنها را نوشتم، تصمیم گرفتم اینجا ۷ سوال را مطرح کنم امید است که این سوالات دریچه ای باشد به روی چرایی نویسندگان دیگر.

 

 

۱_ چرا می خواهم کتاب بنویسم؟

این سوال مهم ترین سوال برای یک نویسنده، مخصوصا یک نویسنده تازه کار خواهد بود، سوالی برای یافتن چرایی نوشتن یک کتاب.

 

زمانی که همه زندگی ام‌ را یک طرف گذاشتم و در طرف دیگر نویسندگی را به عنوان مهارت و حرفه ای تمام‌وقت انتخاب کرده ام، این سوال سخت ترین سوالی بود که باید جوابی دندان شکن برای آن پیدا می کردم.

 

پاسخ به این سوال چرایی یک عمر مهارت و حرفه ام را مشخص می کرد.
پاسخ من به پرسش “چرا می خواهم یک کتاب بنویسم؟”

 

بهترین و کامل ترین پاسخ به این سوال را تا همین چند ساعت پیش در کنار مربی ام یافتم. “من چه کتاب بنویسم چه ننویسم اتفاق خاصی نخواهد افتاد، فقط فرصتی بزرگ را در بودن در این دنیا از دست میدهم و دنیا را بدون نوشتن کتاب و اثری ماندگار از خودم ترک می کنم.”

 

اگر ما یک شخص با برنامه و جدی هستم، اگر مدر مهارت و حرفه خودمان حرفی برای گفتن داریم، چرا باید این دنیا بدون نوشتن حتی یک کتاب ترک کنم. روزی صد در صد انسان هایی بعد از من پیدا خواهند شد که آرزو می کنند کاش اثری یا کتابی از من در این دنیا می ماند تا می توانستم با ادامه راه و حرفه من این دنیا را جای بهتری برای زندگی انسان ها بکنند.

 

به عنوان یک نویسنده بزرگترین چرایی شما برای نوشتن یک کتاب باید: اثری ماندگار از خودتان در این دنیا باشد، اثری که بتواند حتی یک نفر را راضی کند.

 

اثری که یک گوشه ای از این دنیا را جای بهتری برای زندگی انسانها بکند.
تصمیم با شماست، آیا می خواهید همین امروز فرصت این چرایی بزرگ برای نوشتن یک کتاب را به خودتان بدهید؟؟؟

۲_ چه برنامه ای برای نوشتن کتاب دارید؟

سخت ترین قسمت نوشتن یک کتاب برای یک نویسنده قسمت برنامه ریزی برای نوشتن است.

 

نوشتن یکی از سخت ترین کارهای دنیا مثل کار در معدن است. باید شرایط سخت و طاقت فرسا و دوری های بسیار را به جان بخرید.

 

باید برای ۲ ماه تا حتی ۱۰ سال از زندگی تان که قرار است صرف نوشتن یک کتاب شود، برای هر روزش یک برنامه داشته باشید.

 

۲۴ ساعت از زمان هر روز، متعلق به ماست و قرار نیست این ۲۴ ساعت را برای نوشتن کتابتان برنامه ریزی کنید در نهایت و حداقل یک ساعت از این ۲۴ساعت از هر روز برنامه و سیستم هر روز شما برای نوشتن خواهد بود.
حالا باز هم تصمیم با شماست:

۲۴ ساعت از زمان شما برای چیزهای معمولی و غیر ارزشمند خواهد گذشت.
یا اینکه با همان یک ساعت از ۲۴ ساعت برای چند ماه یا چند سال بعد می توانید ارزشی به این دنیا اضافه کنید و دنیا را جای بهتری برای زندگی خودتان و دیگران بکنید؟

۳_ میزان انگیزه شما برای نوشتن یک کتاب چقدر است؟ و چگونه این انگیزه را تقویت می کنید؟

 

پاسخ به سوال اول:

به عنوان یک نویسنده جواب این سوال را از طرف خودم می توانم با قطعیت بدهم و اگر در حال خواندن این مقاله هستید پاسخ تان را آماده کنید.

 

زمانی که با جرات تمام همه چیز را کنار کنار گذاشتم، و از مرز ترس ها عبور کردم و نویسندگی را به عنوان مهارتی تمام وقت انتخاب کردم پی به اشتیاق سوزان خودم برای نوشتن کتاب و نویسندگی بردم.

 

و عبور از مرز این ترس هم شجاعت می خواست، هم انگیزه ای بزرگ و اراده ای قوی.

زمانی که از من می پرسند: شغلت چیست؟

با اشتیاق تمام پاسخ می دهم: ” نویسنده”

 

چنان باانگیزه از این حرفه سخن می گویم که یک عده حتی اگر نویسنده نباشند حاضرند کمی زور بزنند تا نوشتن را تجربه کنند.

 

زمانی که دو قسمت از زندگی ام را بررسی می کنم، دوره زندگی قبل از نویسندگی و بعد از نویسندگی.

 

متومجه می شوم انگیزه من در دور قبل از نویسندگی درصدی نززدیک به صفر بود، فقط نقاب انگیزه به چهره زده بودم.

 

هر چه تلاش می کرد اتفاق ارزشمندی در زندگی به ظاهر موفقم نمی افتاد. خوب تصور کنید در زندگی ای که انگیزه نزدیک به صفر باشد قرار است چه اتفاق ارزشمندی بیافتد ؟ تمام روزها کرخت و عادی خواهند گذشت.

 

فقط شب ها می توانید نقاب کریه و دردآورتان را از صورت بردارید و این انسان بی انگیزه را حتی از خودتان پنهان کنید.

 

گاهی که به زندگی بعد از نویسندگی فکر می کنم، هر روزش با تمام سختی ها،چالش ها و تنهایی ها و سکوتش پر از انگیزه بوده است، هیچ وقت در زندگی نویسندگی ام موضوع زمان مطرح نبوده است، هر روز زندگی ام با انگیزه بیشتر و بیشتر نوشتن می گذرد.

 

 

به قدری حتی از فکر نوشتن انگیزه می گیرم که تمام تلاشم را می کنم روزم را جمع و جور کنم تا به پای نوشتن برگردم‌.

 

 

من اینگونه انگیزه ام را تقویت می کنم:

با هر روز نوشتن
با هر روز شکرگزاری
با هر روز دوست داشتن خودم
با هر روز داستان پردازی

با هروز برنامه ریختن برای نوشتن صفحه ای جدید از یک کتاب.

این انگیزه ای که هر روز در وجودم حس می کنم به من حس ارزشمندی میدهد.

۴_ چه اقداماتی برای نوشتن یک کتاب انجام می دهید؟

نمی شود همین طور بی برنامه و در هوا از اقدامات برای نوشتن یک کتاب حرف زد،پس دوباره از زبان و گفته های مربی عزیزم خانم شیربیشه عزیز اقدامات برای نوشتن یک کتاب را می نویسم.

 

مرحله اول: انگیزه

در مورد سوم از انگیزه صحبت کردم، شما باید برای نوشتن یک کتاب انگیزه کافی را برای شروع داشته باشید، حالا این انگیزه می تواند یک هدیه باشد برای خودتان مثل خرید یک کتاب، حرف زدن با یک دوست یا جمعی از نویسنده های مشترک با مهارت و موضوع شما، الهام و انگیزه گرفتن از رفتن به یک سفر و یا پادداشت آرامش ذهنتان با نوشتن صفحات صبحگاهی.

 

مرحله دوم: برنامه ریزی

برای نوشتن یک کتاب برنامه ریزی مهم ترین مرحله هست و در این دنیا نویسنده ای را نخواهید یافت حتی یک نویسنده که ننوشتن یک کتاب را به پایان رسانده باشد.

 

دفتر و قلم را آماده کنید از همین امروز زمان شروع و پایان کتابتان را برنامه ریزی کنید، ساعت هر روز نوشتن،تعداد صفحاتی که باید بنویسید،تعداد کلماتی که باید بنویسید. شما باید برای ریزترین جزئیات، برای اتفاقات غیرقابل پیش بینی برنامه داشته باشید.

 

مرحله سوم: اقدام کردن

چه نویسنده ای آماتور باشید چه نویسنده ای حرفه ای، هیچ راهی برای به اتمام رساندن یک کتاب ندارید مگر اینکه همین حالا پشت میز بنشینید و نوشتن کتابتان را آغاز کنید و نه فقط امروز بلکه هر روز

 

مرحله چهارم: تلاش

پس از اینکه نوشتن را آغاز کردید، ادامه راه با تلاش معنا پیدا خواهد کرد.
مطمئن باشید اگر علاقه و مهارت و انگیزه حول و حوش ذهن شما در گردش باشد تلاش خود به خود اتفاق خواهد افتاد.

 

مرحله پنجم: حل چالش ها

این موضوع را فراموش نکنید بعد از اینکه پشت میز نشستید و نوشتن را آغاز کردید گاهی بعضی روزها پشت میز نخواهید نشست،حوصله نخواهید داشت، مسائلی غیر منتظره شما را از نوشتن دور خواهد کرد.

 

بله، نوشتن یک کتاب کار سختی است، به عنوان یک نویسنده باید صبورانه چالش ها را حل کنید.

 

نویسندگان بسیاری در سراسر دنیا به دلیل همین چالش ها کتاب های نیمه تمامشان را برای همیشه در کشوی میزشان مدفون کردند و هیچ گاه برای تمام کردن آن برنگشتند.

اجازه ندهید هیچ چیزی مانع شما برای اتمام نوشتن کتابتان باشد.

 

 

مرحله ششم: کمک گرفتن

بزرگترین نویسندگان حرفه ای دنیا زمانی آماتور بودن را تجربه کرده کرده اند، برای نوشتن از یک مربی کمک گرفته اند.

 

گاهی می شود مربی را جور دیگری هم معنا کرد، برای بعضی نویسندگان خودشان بزرگترین مربی هستند و به کمک خودشان نوشتن را آغاز می کنند و به اتمام می رسانند.( البته این موصوع برای نویسندگانی صدق می کنند که تخصصی در زمینه خاصی می نویسند و نیمی از عمر خود را در راه تجربه موضوعات کتابشان گذرانده اند و خود به یک مربی تبدیل شده اند.)

بعضی نویسندگان کتاب هایی که مطالعه می کنند را مربی خود در نظر می برند و هر کتاب حکم کوچی حرفه ای برای نوشتن یک کتاب را می شود در نظر گرفت.

 

مرحله هفتم:نتیجه

حالا نوبت پاداش گرفتن است، پاداش شما کتاب به اتمام رسیده شماست.
آیا زیباترین از این نتیجه منتظر نتیجه دیگری خواهید ماند.

۵_ آیا برای هدفت تلاش می کنی؟

هدف شما این خواهد بود که برای همیشه یک نویسنده باشید.
هدف شما این خواهد بود مداوم در زمان های مختلف نوشتن کتاب های زیادی را تجربه کنید.

 

هدف شما این خواهد بود برای تک تک ساعاتی که برای نوشتن زمان خرج می کنید برنامه ریزی داشته باشید.

تمام این موارد لازمه آن تلاش فراوان است.

 

آیا حاضرید برای رسیدن به نتیجه ای ارزشمند و هدفی بزرگ تلاش کنید.
پاسخ شما هر چه که باشد، در هر دو صورت تلاش می طلبد چه از این هدف فرصت آفرین بگدرید و نخواهید تلاش کنید باز هم در هر جنبه از زندگی تان باید به تلاش کردن ادامه دهید.

 

ساده ترین هدف میلیون ها انسان معمولی در این دنیا تامین نان و آب است و حتی همین پیش نیاز که در هرم مازلو در پایین ترین سطح قرار دارد به دست اوردن آن تلاش فراوانی می طلبد.

 

امیدوارم انتخاب درستی انجام دهید و زمان و هزینه و وجودتان را در راه یک موضوع ارزشمند صرف کنید.

۶_ با چالش و موانع و مسائل چطور رفتار می کنید؟

در این مورد توضیح دادم تا زمانی که پشت میز نشستن و نوشتن یک کتاب انتخاب شما باشد چه شما بخواهید و چه نخواهید مسائل و چالش ها بیشتر از همیشه خودنمایی خواهند کرد.

این هنر شماست که با سیاست و خوش فکری راه حلی برای چالش های پیش روی خود در نظر بگیرید.

 

اگر خودتان از پس چالش ها و حل آنها برمی آیید که عالی است، اما اگر بیستر اوقات با چالش های نوشتن در جنگ هستید از کس یا کسانی کمک بگیرید.

 

دوباره می گویم، اجازه ندهید حتی سخت ترین چالش ها شما را از ادامه دادن مسیرتان و به وقوع پیوستن فرصت های بزرگ بازدارد.

 

کافی است در لحظات پرفشار و سخت به یک شخص خاص تلفن بزنید.
از مربی تان کم بگیرید.

سوال پرتکرار ذهنتان را در گوگل سرچ کنید.

از یک کتاب خوب کمک بگیرید.

۷_ به چه نتیجه ای برسید راضی هستید؟

متوجه هستید از الان تا ۱۰ سال آینده شما می توانید نتیجه ای که شما را راضی می کند پیش بینی کنید.
چه چیزی در این راه شما را راضی می کند؟

به چه نتیجه ای برسید راضی هستید؟

 

از همین الان می توانید این نتایج آینده را برای خودتان بنویسید و با خواندنشان انگیزه بگیرید و از همین حالا با اقدام ریز ریز هر کداماز هدف هایتان نتیجه را در آینده رقم بزنید.

 

شاید نویسنده بودن نتیجه ای است که شما را راضی خواهد کرد این نتیجه از همین حالا که این تصمیم گرفته اید آغاز شده است و تا سالهای آینده ای هر قدمی که برای حرفه ای بودنتان بردارید شما را راضی تر خواهد کرد.
اتمام کتابتان و به چاپ رساندن آن همان نتیجه ای است که شما را راضی خواهد کرد، از همین حالا باید برای رسیدن به این نتیجه هر روز یک‌صفحه بنویسید.

 

و در آخر گفته ام را برای انتهای مقاله با گفته ای از مربی هنرمندم خانم پروین شیربیشه به انتها می رسانم.

 

۱۰۰۰ صفحه از یک کتاب را در یک روز نمی شود نوشت.

اما ۱۰۰۰ صفحه از یک کتاب را در ۱۰۰۰ روز می توان نوشت.

 

من نوشتن کتاب دوم را با انگیزه ای بیشتری آغاز می کنم و از هر چیزی برای انگیزه گرفتن بیشتر استفاده می کنم.

 

امروز یک کلاس،یک دوره، یک مربی و فردا بودن یک شخص،یک نویسنده یا…… همان اقداماتی هستند که نتیجه ای ارزشمند را برای زندگی من رقم خواهند زد.

 

این مقاله امشب از قلب مهربان مربی عزیزم خانم پروین شیربیشه عزیز به ذهنم الهام شد و اگر تمایل دارید بیشتر با این کوچ و نویسنده هنرمند آشنا شوید راه ارتباطی زیر را دنبال کنید:

 

سایت پرنویسا”آموزش مهارت نوشتن”

www.parnevisa.com

 

 

و تکرار می کنم این مقاله تبلیغات نیست و شاید این سخن گویای صداقت حرف هایم در این مقاله باشد:

“معنای خوشبختی از نگاه یک زن کهن سال بومی آمازون:
خوشبخت آن کسی نیست که خانه ای گران و جیبی پرپول دارد،خوشبخت کسی است که در مسیر زندگی همسفران خوبی دارد.

همسری مهربان و وفادار
دوستی همیشه همراه
مربی همیشه مصمم و پرجرات
همسایه ای همدرد”

سعی کنید برای رسیدن به نتیجه ای ارزشمند در زندگی تان انسانهایی باانگیزه و متفاوت و هنرمند را در کنار خود داشته باشید.

 

برای متفاوت شدن دنیا منتظر شما نخواهد ماند از همین حالا اقدام کنید و نوشتن یک اثر ماندگار را آغاز کنید دنیا از همین حالا به شما نیاز دارد.

یک پاسخ به “نتیجه ارزشمند یک دوره: کلمات ارزشمند ذهنتان را به کتاب تبدیل کنید.”

  1. Avatar حسین سیدزاده گفت:

    متنتون بسیار تأثیرگذار و انگیزه برانگیز بود. ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *