ایده ننوشتن تا رشد خلاقیت

گاها پیش می آید دلم می خواهد گوشه ای لم بدهم و کاری انجام ندهم.
از یک خواب عمیق شبانه بیدار می شوم و با استرس به کاری که تا صبح نشده باید انجام بدهم فکر می کنم.

 

تمام وجودم خسته از افکار پریشان است نمی دانم چه چیزی و چه کاری را باید شروع کنم.

 

در همین  حین پیامی در تلگرام توجهم را به خودش جلب می کند پیام از دوستی است که از سردرگمی هاش هر روزه اش در نوشتن می گوید از اینکه هر روز نمی تواند پای ارزش های مهم زندگی اش بماند.

 

 

روزهایی که هیچ ارزشی و ایده ای برای نوشتن پیدا نمی کند.

 

نگاهی به ساعت می کنم ۳ نیمه شب.

 

با وجود اینکه هیچ ایده ای برای نوشتن نداشتم ایده ننوشتن به سراغ آمد.
“حس ننوشتن،حس ایده ای نداشتن”

 

گاهی قرار نیست حتما پر از ایده باشید باید اوقاتی از ایده های ننوشتن بنویسید از ذهن خالی تان بنویسید.

 

هیچ چیز مثل نوشتن روح تان را درمان نخواهد کرد.

 

اگر پیدا می شدند انسانهایی که از حس های ننوشتنی خودشان می نوشتند همه نویسنده های دنیا از مرز ترس عبور می کردند.

 

ترس از صفحه سفید کاغذ به فراموشی سپرده می شد.

 

حرف های مان در گلو خفه نمی شد از ترس بی نقص بودن و همیشه عالی بودن.

 

چرا نباید جرات بکنیم با زبان خودمان حرف بزنیم،با زبان خودمان یک داستان شخصی از خودمان بگوییم.

 

هیچ ایده ای برای آدمها وحشتناک تر از ایده “داستان زندگی خودت و بنویس” نیست،چرا؟

 

دنیا منتظر است داستان نوشته نشده ما را بخواند و بشنود،بله دنیا.

 

گاهی حتی در یک سایت آموزشی،در دنیای واقعی،در یک کار سخت و جدی از یک ایده ننوشتنی بنویس،از یک ترس بزرگ بنویس،از حال و روزت بنویس.

 

داستان ها در همین نقطه های ننوشتی شکل خواهند گرفت.

 

ایده های ننوشتنی،که روزی تاثیر گذارترین داستان های دنیا خواهند بود.

 

گاهی ذهنت آنقدر از ایده های ننوشتن لذت می برد که حتی یک عکس نوشته را جوری می نویسی که آن هم به یک ایده ننوشتنی تبدیل شود و در اینجا است که خلاقیت خودش را نشان می دهد.

 

(تصویر مقاله،ساخته دست و ذهن وی هنگام ایده ای برای ننوشتن).

یک پاسخ به “ایده ننوشتن تا رشد خلاقیت”

  1. […] از جنبه های اصلی نوشتن خلاق این است که اجازه دهید خلاقیت شما را راهنمایی کند. وقتی […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *