استرس شیرین زندگی من

دورتا دور اتاق را می چرخم،دستم را دور شکمم پیچ می دهم،آشوبی در دلم برپرداست نمی دانم جسمی است یا روحی.

 

فقط دور روز دیگر باقی مانده است.

 

دو روز تا تحویل اولین کتاب

هیچوقت در زندگی ام چنین استرسی را تجربه نکرده بودم،استرس آنقدر می پیچید که خودش را در شکمم رها کرد.

 

التماسش می کنم دو روز امان بدهد تا نفس بکشم،اجازه بدهد به میز کار نزدیک شدم و برای آخرین بار کتاب نوشته خودم را ببینم.

 

یا او من را شکست می دهد،یا من او را.

 

این شرین ترین استرس زندگی من است،هیچ چیزی مانع این دیدار شیرین بین من و کتابم نخواهد شد.هیچ چیز و هیچ کس.

 

 

زمانی که نوشتن این کتاب اولم را شروع کردم،حتی نمی دانستم روزی تمام خواهد شد یا به جمع پیش نویس های مرده جهان خواهد پیوست.

 

مقداری از اهداف فاصله گرفتم و به سیستم زندگی ام نزدیک شدم،به اندازه کافی هدف گذاری کرده بودم.الان نوبت یک سیستم برنامه ریزی شده برای نوشتن اولین کتاب بود.

 

چه سیستمی؟

سیستم هر روز نوشتن.

سیستم هر روز خواندن.

سیستم عادت های چسبنده نویسندگی.

سیستم عاشق بودن و عاشق ماندن.

سیستم دوری از ترس و شجاعت.

سیستم هنر آفریدن.


۱_سیستم هر روز نوشتن.

 

در ابتدای مسیر نویسندگی دفتر هر نویسنده تازه کاری پرشده است از اهداف رنگی و وسوسه انگیز(دیده شده است برای اهداف نوشتن،از دفترهای بولت ژورنال هم استفاده میکنند که آنچنان ارزان نیست،تا مدت ها پیش بنده متنبه بودم از این دفترهای گران و رنگی و زیبا)

 

نویسنده نوقلم عزیز،بعاد از ثبت اهداف نوشتن و نویسندگی،این اهداف نیستند که برای شما می نویسند،نیاز به یک سیستم جدی و قوی برای نوشتن دارید.

 

سیستم نوشتن بدین صورت است،که هر روز باید بنویسید،برنامه ای داشته باشید و هر روز تایمی را برای نوشتن در نظر بگیرید،راه فراری ندارید این تنها راه نویسنده شدن است.

 

انتخاب با شماست،می خواهید با اهداف رنگی خوش باشید یا با سیستم نوشتن پیش بروید.


۲_سیستم خواندن.

 

دفترهای زیادی توسط نویسندگان،پر شده است از لیست کتابهایی که باید خریده شوند و خوانده شوند.

 

لیست های فراوانی،که بر برگه های رنگی زیبا روی دیوار اتاق نویسندگان جا خوش کرده است از سایت های ایرانی و خارجی،کوهی از کتابها شبیه آسمان خراش و لیستی از مقالات معتبر در زمینه نویسندگی که در فضای مجازی به عنوان اهداف یک نویسنده منتشر خواهند شد.

 

چه لیست هایی که فقط نوشته شدند و منتشر شدند و برای همیشه به فراموشی سپرده شدند و به قبرستان اهداف پیوستند.

 

نویسندگی،نیاز به یک سیستم برنامه ریزی شده خواندن برای نوشتن دارد.

_سبک داستانی می نویسید باید هر روز داستانی بخوانید و هر روز داستانی خلق کنید.

 

_سبک غیر داستانی می نویسید،باید در هر زمینه ای که فعالیت می کنید هر روز سبکی در زمینه مورد نظر بخوانید،آموزش ببینید و آموزش بدهید.

 

_هر چه بیشتر بخوانید در نوشتن ماهرتر خواهید شدو این راز نویسنده های با مهارت است،خواندن،خواندن،خواندن

۳_سیستم عادت های چسبنده.

 

_از یک نویسنده،این عادت های چسبنده هستند که نویسنده می سازد.

_عادت هر روز نوشتن.

_عادت هر روز صفحات صبحگاهی نوشتن.

_عادت هر روز آزاد نویسی.

_عادت ۱۰۰۰کلمه ها.

_عادت هر روز سحرخیزی.

_عادت هر روز خلاق بودن.

_عادت هر روز خواندن چند ورق کتاب.

_عادت هر روز بو کردن چند برگه کاغذ و کتاب.

_عادت های چسبنده در نویسندگی،باید به یک نویسنده بچسبند و هیچ گاه جدا نشوند.

 

انتخاب با شماست،یا با اهداف عادت ها روی دیوار روزهایتان را بگذرانید یا سیستم عادت های چسبنده در نویسندگی را بچینید.


۴_سیستم عاشق بودن و عاشق ماندن.

من عشق به نوشتن و نویسندگی را انتخاب کردم و تا آخر عمر از این انتخاب راضی خواهم بود.عشقی که هیچ گاه خیال جدایی به سرش نخواهد زد،عشقی که همیشه دوستش خواهی داشت و دوستت خواهد داشت.

 

اگر نویسندگی انتخاب شماست،باید عاشق بودن و عاشق ماندن را هم انتخاب کنید.

 

نوشته های شما باید با تمام احساستان باشد،با تک تک کلمات ارتباط بگیرید،شبی را بدون نوشتن نگذرانید و شما را بی تاب کند و خواب را به چشمانتان حرام.

۵_سیستم دوری از ترس و شجاعت.

 

اولین باری که تصمیم گرفتم اولین کتابم را بنویسم از ترس جرات تصمیم گیری برای شروع نوشتن را نداشتم.ذهنم با هزاران سوال کلنجار می رفت.

 

_اگر کسی کتابم را نخواند چه می شود؟

 

_چه کسی حاضر است کتاب یک نویسنده تازه کار را بخواند؟

 

_چه حرفی برای گفتن دارم؟

 

_اگر ایده کتاب یک ایده تکراری باشد چه؟

 

_اولین کتاب یک نویسنده تازه کار آیا تا ابد در کتابفروشی ها خاک خواهد خورد؟

 

ترس،ترس،ترس

تمام اهداف ابکی را دور انداختم و پشت میز نشستم و یک سیستم برای دور انداختن هر چه ترس و افکار منفی بود نوشتم.

 

ترس ها دود شدند و به هوا رفتند و شجاعت جایگزین ترس ها شد.

 

شجاعت،از من انسانی متفاوت ساخت.

 

_با شجاعت،نوشتن را آغاز کردم.

_با شجاعت،برای اولین بار وبلاگم را ساختم.

_با شجاعت،خواندن را برای مهارت آغاز کردم.

_با شجاعت،سحرخیزی را انتخاب کردم.

_با شجاعت،در جمع قرار گرفتم و اظهار نظر کردم.

_با شجاعت،اموزش دادن را شروع کردم.

_با شجاعت،نوشتن اولین کتابم را آغاز کردم.


۶_سیستم هنر آفریدن.

 

هنرمند بودن و هنر آفریدن،سیستمی نیست که یک روزه انجام شود.
هنرمند بودن شجاعت می خواهد،یک نویسنده هنرمند باید سیستمی برای خلق یک کتاب ارزش آفرین داشته باشد.

 

مهم نیست یک نویسنده تازه کار هستید یا یک نویسنده حرفه ای،مهم تصمیمی است که با شجاعت برای هنرمند بودن می گیرید.

 

_هنرمند باشید و کلمات هنرمندانه خلق کنید.

_هنرمند باشید و با کتاب هایی که می نویسید دیگران را به هنرمند بودن تشویق کنید.

_یک نویسنده هنرمند باشید و یک نویسنده هنرمند بمانید.

انتخاب با شماست،می خواهید یک نویسنده هنرمند باشید یا یک نویسنده معمولی باقی بمانید.

بعد از گفتن تمام این حرف ها،و برای کلام آخر،نویسندگی هم راهی پر از آرامش است و هم راهی پر از سنگلاخ.

 

استرس های شیرین زیادی را تجربه خواهید کرد،ترس های زیادی را تجربه خواهید کرد.

 

من با تمام این موانع جنگیدم و اولین کتاب را نوشتم و به اتمام رساندم.
این کتاب اولین کتاب بود،اما آخرین کتاب نخواهد بود.

 

نویسنده هنرمند باشید و هنرمند بمانید.

(منیره مردانی)

یک پاسخ به “استرس شیرین زندگی من”

  1. Avatar مریم دلجو گفت:

    این نوشته ها و جملات واقعی و از دل برآمده به شدت بر روح و ذهنم نشستن و بیشتر از قبل به خواندن و نوشتن علاقمند شدم و نسبت به نوشتن هم یک مدل طرز فکر جدید پیدا کردم.میخوام ازین به بعد با این سیستم برنامه ریزی به سمت نوشتن اولین ایبوکم برم میخوام بگم عالی می نویسی منیره جون..خیلی تاثیر گذار بود مخصوصا الان که ساعت ۵ صبحه و خوندمشون..اولین کاری که باید انجام بدم صفحات صبحگاهیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *