چگونه می توانید به عنوان یک نویسنده رشد کنید؟

۱-هر روز بنویسید.

اگر تصمیم گرفته اید یک نویسنده باشید و این انتخاب برای کل عمر شماست، سعی کنید هر روز نوشتن را تمرین کنید و این تنها قانون برای نویسنده شدن است.

 

هر روز به محض بیدار شدن از خواب، دفتر و قلمی کنار تخت خود داشته باشید و نوشتن صفحات صبحگاهی را آغاز کنید. صفحات صبحگاهی را یک نعمت در نظر بگیرید که از ضمیر پنهان ذهنتان به شما هدیه داده شده است و می توانید آرامشی محض را با نوشتن این صفحات تجربه کنید.

 

یادتان باشید در زندگی سنگ صبور هدیه کمیابی است که نصیب هر انسانی نمی شود و با نوشتن می توانید سنگ صبوری همیشگی دداشته باشید.

 

یک نویسنده با نوشته های هر روزش تبدیل به یک نویسنده خواهد شد. نویسندگی به نظر شخص من یک نعمت است که خدا بعد از سالها مثل یک فرزند به من بخشید. و از این فرزند هر روزه مراقبت خواهم کرد و این فرزند را رشد خواهم داد و این فرزند را برای تغییر دنیایی بهتر به آینده تحویل خواهم داد.

زمانی که تصمیم می گیرید یک نویسنده باشید باید هر روز بنویسید،راهکار می خواهید، ایده می خواهید؟

 

به اطرافتان نگاه کنید حتی می توانید از گلدان مقابل چشمتان که به تازگی شکوفه زده است مثل یک نویسنده حرفه ای داستانی بسازید. می توانید داستان شکوفایی این شکوفه را به داستان شکوفایی یک انسان تشبیه کنید.

۲-از نشانه ها استفاده کنید.

نوشتن هر روزه نیاز به نشانه و ایده دارد. به اطرافتان دقت کنید از هر چیزی که می بینید و می شنوید یادداشت بردارید، ایده ها منتظر هستند تا آنها را روی هوا بقاپید.

ایده های زیادی در هوا و زمین پراکنده شده اند تا شما برای شکار آنها به هوا پرواز کنید یا خرامان خرامان روی زمین برای چیدن آنها راه بروید.

 

تصور کنید در جمعی قرار گرفته اید و دختری در جمع وجود دارد که داستان موفقیت خودش را از یک زندگی ساده و معمولی به سمت موفقیتی شگرف تعریف می کند و شما و بقیه جمع به این داستان گوش فرا می دهید. آیا این داستان ارزش نوشته شدن و به دست کارگردانی لایق لایق تبدیل شدن به یک فیلم نیست؟

 

راهی دور نرویم، به زندگی خودتان نگاهی بیندازید، نقطه افول و اوج زندگی شما کجا بوده است؟

چه حادثه ای تراژدی را تجربه کرده اید که قدرت آن تراژدی می تواند اشک میلیون ها انسان را در بیاورد. آیا این تراژدی ارزش نوشتن ندارد و اینکه شما نویسنده این داستان پرقدرت باشید؟

 

میلیون ها ایده دیگر وجود دارد که می توانم بدون فکر کردن به آن برای شما تا صحبت یکی یکی نام ببرم، اگر نویسندگی اولویت اول زندگی شماست، به نشان ها دقت کنید.

 

۳-بهترین ها را بخوانید.

اگر نویسنده ای غیر داستانی یا داستانی هستید و در هر کدام از این سبک ها صاحب حرفی یا مهارتی که هستید بهترین های همان زمینه را بخوانید و این بهترین ها شما را به نویسنده ای با کتابهایی متفاوت در زمینه خودتان تبدیل می کند.

 

بهترین ها را فقط خود شما می توانید تشخیص بدهید، هر کتابی ارزش خواندن ندارند بسیارند نویسندگانی که کتابهایی آبکی را روانه جامعه می کنند بدون آنکه حتی خود آنها بدانند هیچ ارزشی را به جامعه اضافه نخواهند کرد.

 

در نظر بگیرید، زمانی که بهترین آثار نویسندگان جهان را می خوانید همین نویسندگان ارزش و تغییر بزرگی را به زندگی شما اضافه می کنند، چرا شما نتوانید به این چنین نویسنده ای تبدیل شوید. اگر بهترین ها را خواندید، در تلاش باشید بهترین ها را بنویسید.

۴-بازخورد بگیرید.

از بازخورد گرفتن هراسی نداشته باشید، بنویسید و منتشر کنید، به مرور زمان با بازخوردها شناخته می شوید و همین بازخوردها شما را قوی تر و خوش قلم تر می کند.

اگر از بازخورد گرفتن ترس دارید، آهسته آهسته این کار را انجام دهید و هر چند مرتبه یک نوشته یا داستان کوتاه را انتشار بدهید و منتظر هر نوع بازخوردی بمانید، و این را بدانید که شما به عنوان یک نویسنده تازه کار قرار نیست شاهکاری بنویسید و کسی هم از شما چنین انتظاری نخواهد داشت، و حتی بدترین بازخوردها می تواند همان نقاط ضعف شما باشند که می توانید با رفع آنها به نویسنده ای زبده تبدیل شوید.

 

 

اگر بخواهید بترسید هیچوقت نخواهید توانست قلم به دست بگیرید و بنویسید و این ننوشتن در ابتدا بهترین راه فرار خواهد بود ولی در گذر زمان این درد ذهنی شما را فرسوده خواهد کرد و خودتان را برای ننوشتن و این ترس سرزنش خواهید کرد.

 

من فراوان برای نوشته هایم تشویق و انتقاد دریافت کرد در ابتدای مسیر بسیاری دل نازک بودم و عصبی می شدم اما رفته رفته از دید مخاطب به مطلب نگاه می کردم و این بازخوردها در نوشتن من را قوی تر کرد.

یک چیز را هیچوقت فراموش نکردم و شما هم فراموش نکنید، یاد گرفتم که خودم را وابسته و چشم انتظار هیچ بازخوردی نگه ندارم.

 

۵-یادگیری را متوقف نکنید.

یادگیری و آموزش تنها چیزی خواهد بود که تا آخر عمر نباید نباید از یک نویسنده جدا شود. یک نویسنده خوب باید خوب بخواند، خوب ببیند، خوب بشنود تا بتواند خوب بنویسد.

در ابتدا شما نیاز دارید ذهنتان برای خلق کلمات فعال بشود، هر روز مطلبی را حتی شده پانزده دقیقه زمان بگذارید و بخوانید.

 

کتابهای مورد علاقه تان را جلوی دستتان بگذارید و هر روز صفحاتی را مطالعه کنید، اجازه ندهید یادگیری پیش چشمانتان بی رنگ شود. شما تا زمان مرگ باید بخوانید و بدانید و حرفی برای گفتن داشته باشید.

یادگیری است که، موجب تفاوت شما با دیگران خواهد شد.

 

اگر علاقه مند هستید در انتهای این مقاله به عنوان یک نویسنده نوشتن را آغاز کنید.

در یک کلاس نویسندگی ثبت نام کنید و یاد بگیرید.

در سایت های نویسندگی بچرخید و یاد بگیرید.

گهگاهی در مجمع نویسندگان حضور داشته باشید و حرف دیگر نویسندگان را بشنوید و یاد بگیرید.

فیلم هایی در زمینه نویسندگی ببینید و افکار دیگر نویسندگان را یاد بگیرید.

کتابهایی از زندگی نویسندگان دیگر بخوانید و سبک خود را بیابید و یاد بگیرید حرفی برای گفتن در زمینه سبک خودتان داشته باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *